
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
تبر خلاص بر استبداد!
حکومت های استبدادی همه شبیه یکدیگرند. حاکم مستبد برای حفظ مقام خود ار ریختن خون هزاران نفر، شکنجه و زندانی کردن چند هزار نفر اِبایی ندارد. آقای خامنه ای با پشتیبانی از احمدی نژاد در پی اثبات مقام خود است. او برای حفظ مقام ولایت فقیه چاره ای جز این نداشت. چرا؟
با باطل کردن انتخابات او تایید می کرد که اشتباه کرده است، چرا که او پیش از اظهار نظر شورای نگهبان به احمدی نژاد شادباش گفت. (در واقع رهبر یک نظام باید قانونمدار باشد نه قانونگریز!) این موضوع برای یک رهبر ضعف بزرگی است، البته در جوامع استبدادی مثل ایران!
دوم، او طی پیام های بعدی بر عدم تقلب در انتخابات و پیروزی احمدی نژاد(دست معجزه الهی!) تاکید کرده بود، چنانچه امروز حرفی غیر از این می زد، شرط عدالتش نیز زیر سئوال می رفت. یعنی اقدام غیرقانونی او برای تبریکهای پیاپی به احمدی نژاد راه برگشت را به روی او بست. (با این فرض که او از تقلبی به این بزرگی بی خبر بوده است!)
نامه سرگشاده به آقای خامنه ای!
کاکایِ خاکستری!
آقای خامنه ای! به یاد میآورید روزی که طلبه ساده ای در مشهد بودید، تنها و آزاد در آن شهر می گشتید، عده ای شما را به خاطر خودتان دوست داشتند و مورد احترام آنها بودید؟ به شما سلام می کردند، دست شما را با گرمی می فشردند، با فروتنی سر خم کرده، پاسخ سلام آنها را می دادید؟ هیچ کس انتطاری از شما نداشت. گاهی سه تار می زدید، شعری می خواندید، گاهی شعری با آهنگی زمزمه می کردید. راستی به آن دوران حسرت نمی خورید؟
امروز مگسان دور شیرینی، جمعی چاپلوس به خاطر مقامتان، برای حفظ مقام خود، و به دست آوردن هرچه بیشتر ثروت، دست بوس و پای بوس شما شده اند. نمی توانید قدمی در کوچه و بازار بگذارید. هر کجا بروید، صدها محافظ، باید شما را همراهی کند. هرکس به شما می رسد، انتطاری دارد،
تن دادن به سرنوشت، خیانت به آرمان است.
این اولین باری است در تاریخ ایران و بعد از مشروطه که هشتاد و پنج در صد ملت ایران، حتی آنها که در خارج از کشور هستند و هرگز به سفارت ایران نرفته بودند تا رای بدهند، در انتخابات شرکت کرده و به موسوی رای دادند، نه به خاطر اینکه موسوی را دوست داشتند، بلکه به خاطر انزجارشان از احمدی نژاد.
و باز در تاریخ همین دوره هیچ دولتمردی، با دزدی، دروغ *و بی خردی به ملت ایران ضررهایی اینچنین جبران ناپذیر، به اندازه دوران چهار ساله احمدی نژاد نزده است.
ول میگردم
در کوچه پس کوچه های اندیشهها، در میان کتاب ها ول می گردم. در جستجوی خویشم. در جستجوی دانایی. زمانی این اندیشه و زمان دگر آن اندیشه مرا به اندیشیدن وامیدارد.
گاهی دست گدایی به سوی رهگذران پر مدعا (روشنفکران) دراز می کنم. اندیشهدانشان خالی است، یا پُرند از اندیشههای کهنه و پوسیده. با افاده و با نگاهی دانا به ابله مقداری از دانششان را به من صدقه می دهند. وقتی نیک به آنچه گرفتهام میاندیشم، حالم به هم می خورد و از اندیشدن بیزار می شوم. غمگین و نا امید، صدقهشان را به دور میاندازم.
در کوچه پس کوچه های اندیشهها، به دنبال اندیشه ای تازه، ول می گردم.
4 دی 1386 ــ 25 دسامبر 2007
با ناز!
به هر شیوه، آزادم ابراز عشق کنم،
با نگاه، با تمنا،
با نوازش، با بوسه،
با شعر، با داستان،
با تمام وجود،
با عشق بازی،
عشق بازی،
عشق بازی.
تو هم این چنین کن.
خرامان، خرامان،
با دلربایی،
با ناز،
ناز،
ناز.
11 خرداد 1388 ــ 1 ژوئن 2009 ـ بروکسل اردوخانی
سرگردانیم!
مشکل تاریخی ما( رای) دادن، یا ندادن!
بینِ کردنِ (انتخاب)،
دادنِ ( رای)،
سرگردانیم.
چندی می گویند؛ بده (رای)،
برخی، بکن (تحریم).
اینان خود نیز نمی دانند،
باید داد ( رای)،
یا کرد (تحریم).
گویی، تاریخ تکرار می شود،
میان دادن و کردن،
باز هم سرگردانیم!
13 خرداد 1388 ــ 3 ژوئن 2009 اردوخانی ـ بروکسل
یکی از دلایل مهم کسانی که انتخابات را تحریم می کنند؛ نبود دمکراسی، و دیگری اینکه نامزدهای ریاست جمهوری، انتخاب شدگان حکومت اند. بنابراین (رای) دادن ما تاثیری در روش حکومت نداشته، و برعکس سبب تایید آن می شود.بدین جهت ما تحریم می کنیم.
برای رسیدن به دمکراسی احتیاج به تحول عمیق فرهنگی در کنار برداشتن سدهای بسیار است.
به نظر این پژوهشگر چرندنویس یکی از این سدها، زبان فارسی و فعل های "کردن و دادن" است که اگر آنها را عوض یا جایگزین نکنیم، هرگز به دمکراسی نمی رسیم! به این دلیل که از همان کودکی با این دو فعل آشنا می شویم.پدر به فرزند: سلام بکن! دست بده! کار را می کنیم، نگاه را می کنیم، انتخاب رامی کنیم، رای را می دهیم، پرسش را می کنیم، پاسخ را می دهیم و...
فکر نمی کنم در هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی، فعل های "کردن و دادن" تا این اندازه مورد استفاده قرار بگیرد. و مردم از صبح تا شب، آنها را به کار ببرند و به آنها بیاندیشند. حتی کار به جایی رسیده که اپوزیسون های ( دوسه نفری) خارج از کشور هم از این قاعده مستثنی نیستند، تحریم را می کنند، رای نمی دهند. کردن را آسان تر از دادن می دانند. اینگونه از خود سلب مسئولیت می کنند.
در تمام دوران تاریخ ما این مشکل، یعنی "کردن و دادن" همیشه سد راه پیشرفت به سوی دمکراسی بوده و حکومت ها اگر در کنترل تمام امور دیگر مانند: مسکن، بهداشت، آموزش و پرورش، بیکاری، امنیت ملی و ... شکست خورده، ولی با نیروی زیاد و بودجه عظیم همیشه مواظب بوده مبادا کسی "بدهد"، یا "بکند".
بنابراین، تا این دو فعل از زبان فارسی برداشته، یا جایگزین نشوند، یا فاعل در فعل ترکیب نشود (یعنی فاعل و مفعول ها در فعل ترکیب و تبدیل به فعل جدیدی شوند. مانند تمامی زبان های دنیا، به عنوان مثال: فعل "کار کردن" به صورت "کاریدن" و به همین ترتیب انتخابیدن، دستیدن، سلامیدن، ماچیدن، رشویدن و ...، من در انتخابات شرکت نخواهم کرد. و به خودم اجازه نمی دهم، از کسی بخواهم ( رای ) بدهد، یا ندهد.و به کسی هم این اجازه را نمی دهم در( رای) دادن و یا ندادن من فضولی کند.
خوشبختانه در زبان فارسی هنوز بعضی فعل ها درست صرف می شوند مانند: خاریدن، مالیدن، بوسیدن، خوابیدن، دویدن، رفتن، خوردن. دوشیدن، چاپیدن و...، این سبب امیدواری من به اینده ایران با یک نطام دمکراسی باشم.
11 خرداد 1388 ــ 1 ژوئن 2009 بروکسل . اردوخانی
مسئله اتمی ایران ؟
هر جا که آشه کچل فراشه! هر کجا که خبری هست، دوستان با مهری که به من دارند، مرا خبر می کنند. چندی پیش به سه کنفرانس درباره مسئله اتمی ایران رفتم. نخستین بار در پارلمان اروپا بود با شرکت "Danil Cohn - Benedit " رئیس حزب سبز اروپا بود. در این کنفرانس اکثریت مخالف آن بودند، که ایران به نیروی اتمی دست یابد. جوانی که موافق صحبت کرد، با حمله شدید مخالفان روبرو شد. حتی خانمی هم که متعقد بود که اگر ایران بمب اتمی داشت، عراق جرات حمله به ایران را نمی کرد، سخت مورد حمله قرار گرفت. راستش را بخواهید من که یک تماشاگر، یا شنونده بودم، چیزی دستگیرم نشد. نادان آمدم نادان تر رفتم!
کنفرانس دوم از طرف دو نفر از پژهشگران حزب سبز بلژیک (فرانسه زبان؛ "Johan Pirot" و فلاما زبان؛ " Luc Barbe") با همکاری انجمن یورو پرس بود؛
در باره نویسنده:
معرفی کردن پری رخ شاه یلانی ( زنگنه)، یعنی کسی که زندگی اش تعریف تازه ای از زندگی است، کار ساده ای نیست. انسانی که بسته شدن چشمانش به جهان بیرون، چشم اندازهای سرسبز و خرم دنیای درون را بربرش میگستراند. انسانی که با پیوند زدن اندوه به غصه های دیگران، نه تنها اندوه خود را فراموش می کند، بلکه برای همه ما شادی و سرخوشی می آفریند... -ناشر؛ کتب سرا.
به آسانی می توان در مدت کوتاهی از رودخانه ای گذشت. اما برای گذر کردن از اقیانوس، باید ناخدایی پر تجربه بود، با ملوانانی شجاع و در زمانی طولانی، تا بتوان طوفان های سهمگین را پشت سر گذاشت، و به سرزمین موعود رسید. "آن سوی تاریکی"، "حاصل سال ها رنج خانم پری زنگنه" سرزمینی است که هر چند باره ها از کنارش گذشته ام، اما همچنان برایم ناآشنا بود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|