
● ● ● داستانهای بلند و کوتاه و طنز ● ● ● |
داشت سید علی خان پسری/پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود محمود خان/همه ملت ز دستش به امان
پول مردم را می داد به باد/تا که حزب الله و حماس را خوش بیاد
بسکه بود آن پسره خیره و بد/همه از او بدشان می آمد
هرچه ملت می گفت، لج می کرد/دهنش را کج و معوج می کرد
هر زمان می رفت خارج از وطن/می کرد آبروی ملت تو لجن
هرکجا می رفت می گفت دروغ و صدتا چاخان/همه جا برمیخاست صدای؛ برو گمشو محمود خان
بچه ای بود بسی پر رو/هر چه فحشش می دادند نمی رفت از رو
نه خدا از او راضی بود، نه ملت/نه پیرو و نه جوان و نه کودک
ای پسر جان من این قصه بخوان/تو مشو مثل این محمود خان
۴ تیر ۱۳۸۸ ــ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ـ اردوخانی بروکسل
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|